مهارت‌های تفکر خلاق
۴ دی ۱۳۹۶
چرا تنبلی می‌کنیم؟ «بخش اول»
۱۶ دی ۱۳۹۶

سخت‌ترین نبرد انسان

هفته گذشته تصمیم گرفتم با یه سری وسایل دور ریختنی مثل قوطی کنسرو و یه سری رنگ روغن که از سال‌های گذشته باقی مونده بودن چند تا گلدون رنگی درست کنم.

یاد چند سال پیش افتادم که یه تنه کوچیک درخت رو آورده بودم توی خونه. جالب بود که هرکی می‌دید خوشش می‌اومد اما اگه می‌پرسید که از کجا خریدی و می‌گفتم نخریدم و پیداش کردم. با یه نیشخندی می‌گفت وا چه کارا!

طوری که اگه به همون آدم می‌گفتیم که مثلا به قیمت N تومن از مغازه X خریدیم احتمالا می‌رفت تا یکی از اون بزرگتر یا مثلا قشنگ‌تر پیدا کنه و بخره!

داشتم فکر می‌کردم یکی از علت‌های ترس ما برای  شروع کارهای تازه اینه که می‌ترسیم در نگاه دیگران احمق و دست پا چلفتی به نظر برسیم.
اینکه در نگاه دیگران احمق، مهارگسیخته، نادان یا کودن صفت به نظر برسیم برای اکثر ما وحشتناکه، برای همین خلاقیت وجودی خودمون رو نادیده می‌گیریم و همرنگ جماعت می‌شیم و سعی می‌کنیم راهی رو انتخاب کنیم که قبل از ما آدم‌های دیگه انتخاب کردن.

نمونه این انتخاب‌ها می‌تونه انتخاب رشته زمان مدرسه و دانشگاه باشه تا انتخاب شغل و بعد هم انتخاب‌های کوچیک و بزرگ و متعدد دیگه زندگی.

تصور کنید کسی که به هنر علاقه داره اما به دلایلی( که می‌تونه اصرار خانواده یا مقایسه خود فرد یا خرده باورهایی باشه که در سال‌های زندگی بهشون رسیده) در رشته‌های پزشکی یا مهندسی ادامه تحصیل می‌ده. و مثال‌هایی از این دست.

اینکه در نگاه دیگران چطور به نظر می‌رسیم باعث می‌شه که ما میل به ابراز وجود رو با نیروی خودآگاهی و محافظت از خود مهار کنیم.
وقتی ما خانم و آقای شایسته بودن رو به آزادی و ابراز هیجانات درونی و بچگانه خود ترجیح می‌دیم، به خودمون خیانت می‌کنیم. وقتی به خودمون خیانت می‌کنیم احتمال اینکه به عزیزانمون هم خیانت کنیم بیشتر می‌شه.

وقتی به خودمون اجازه نمی‌دیم که آزاد باشیم، وجود اون رو در دیگران هم نمی‌تونیم تحمل کنیم.
به همین دلیل تحقیرها و تمسخرها شکل می‌گیرند و باعث شرمنده شدن دیگران هم می‌شیم.

برای آقا و خانوم بودن به خودت خیانت نکن!

ای.ای.کامینگز می‌گه:
«در دنیایی که شب و روز تلاش می‌شود تا از ما، کسی غیر از خودمان بسازند، خود بودن و خود ماندن سخت‌ترین نبردی است که انسان می‌تواند داشته باشد»
واقعی ماندن یکی از شجاعانه‌ترین مبارزه‌هایی است که در تمام عمر می‌توانیم داشته باشیم.

خودمون باشیم و از چیزهایی که دوست داریم بسازیم و بخریم و داشته باشیم لذت ببریم و اجازه بدیم دیگران هم خودشون باشند و کارهایی که دوست دارند انجام بدند.

سمانه عبدلی
سمانه عبدلی
سمانه جدیت عجیبی در پیگیری کارها داره و در این راه با هیچ‌کس شوخی نداره. باور داره که انسان‌ها بیشتر از اینکه محدودیت‌های محیطی داشته باشند، محدودیت‌های ذهنشون مانع دیدن و کشف فرصت‌ها می‌شه . با تیم بیست‌تا‌سی همراه شده تا نیمه‌ی دوم بیست‌تا‌سی سالگی خودش رو با بیست‌تاسی ساله‌ها و برای بیست‌تاسی ساله‌ها صرف کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *