ابزارها و دنیای دیجیتال (۳):شروع روز با اینترنت کارایی مغز را کاهش می‌دهد
۲۳ آذر ۱۳۹۶
مهارت‌های تفکر خلاق
۴ دی ۱۳۹۶

چگونه ذهن آگاهی روش زندگی ما را تغییر می‌دهد

همه درباره زندگی کردن در لحظه  صحبت می‌کنند. آنقدر زیاد که ممکن است شما به آن اهمیت ندهید. شما حتما پیام‌ها و یا تذکرهای آزاردهنده زیادی را درباره زندگی در لحظه دیده‌اید. می‌فهمم، من هم  این نوع اطلاعات سطحی پر زرق و برق را نمی‌پسندم.

اما دلیلی دارد که “ذهن آگاهی” در جریان اصلی قرار گرفته، اینکه هنوز نخ نما نشده است!

از لحاظ علمی زندگی در لحظه یک مسئله بسیار مهم است. تحقیقات علمی نشان داده است که زندگی در لحظه استرس و نگرانی را کاهش می‌دهد، می‌تواند از افسردگی پیشگیری کرده و یا آن را درمان کند، حافظه و تمرکز را بهبود ببخشد و حتی می‌تواند به کارکرد سیستم ایمنی بدن کمک کند.

عموما سوال می‌شود که “ذهن آگاهی” چیست؟ و چه تمرین‌هایی دارد. همه می‌دانند که ذهن آگاهی در رابطه با زندگی در لحظه است، اما زندگی در لحظه خود به چه معنا است؟

 با همراهی فاطمه رضایی یکی از شرکت‌کنندگان کارگاه‌های وقتی برای خویش ۱۱  اصل در تمرین “ذهن آگاهیگورو لاچلن براون را آماده کرده‌ایم که با شما به اشتراک می‌گذاریم که به طور خلاصه چگونگی زندگی آگاهانه را توصیف می‌کند.

 

۱-“تنها حقیقت در لحظه اکنون است، درست همینجا، درست همین حالا”:

این گفته معروف از بودا به طور خلاصه جمله بالا را توضیح می‌دهد:”در گذشته نمانید، در رؤیای آینده غرق نشوید، ذهنتان را بر لحظه اکنون متمرکز کنید.

گذشته یک توهم است و آینده هنوز نرسیده است. تنها چیزی که واقعیت دارد آن چیزیست که اکنون اتفاق می‌افتد.

اگر افسرده هستید، در گذشته زندگی می‌کنید و اگر نگرانید، در آینده. تنها اگر در آرامشید، در لحظه اکنون زندگی می‌کنید.

لائو تسه

۲– “یک فکر منفی تا زمانی بی‌خطر است که آنرا باور ندارید!”:

 فکرها همیشه در حال رفت و آمدند. این طبیعی است. رنج زمانی شروع می‌شود که ما خود را به فکرهایمان می‌چسبانیم. حقیقت آن است که افکار ما در واقعیت معنی ندارند و آنها خود واقعی ما نیستند.

وقتی شما یک قدم به عقب می‌روید و افکار خود را از دور مورد بررسی قرار می‌دهید، متوجه می‌شوید که اگر شما توانایی بررسی آنها را دارید در این صورت آنها نمی‌توانند خود حقیقی شما باشند.

اکهارت تل این را به بهترین شکل بیان می‌کند:” چه رهایی با خود دارد اینکه بفهمم صدایی که در ذهن من است خود حقیقی من نیست. خود حقیقی من کیست؟ کسی که آن را می‌بینید.

یک تمرین روحی برای تو: فکرهایت را خیلی جدی نگیر!

۳- “تو به خاطر عصبانیتت مجازات نخواهی شد، تو به وسیله آن مجازات خواهی شد”:

همه‌ی ما گهگاهی عصبانی می‌شویم، اما کارهای ما زمان عصبانیت اغلب نتیجه مثبتی ندارد. عصبانی شدن آسان است، اما شجاعت واقعی آن است که در رابطه با آن یک حرکت سازنده انجام دهیم.

زمانی که به این باور برسی که تنها چیزی که داری لحظه اکنون توست، به این نتیجه خواهی رسید که زندگی خیلی کوتاه است که صرف عصبانیت و ناراحتی شود. همانطور که  لائو تسه می‌گوید:”بهترین جنگجو هرگز عصبانی نیست!”

هر جا که خشم وجود دارد، دردی زیر آن است.

۴- “آرامش درونی دانستن چگونگی اتکا به خود است، بدون تایید دیگران”:

بسیاری از مردم نگران ذهنیت دیگران نسبت به خود هستند. اما تو به دیگران نگاه نمی‌کنی تا خودت را بیابی. تو همانی هستی که هستی و چگونگی اندیشیدن دیگران درباره تو تغییری در آن ایجاد نمی‌کند. اشو نصیحت‌های الهام‌بخشی در این باره بیان می‌کند:

هیچ‌کس نمی‌تواند چیزی درباره با تو بگوید. هر چه مردم می‌گویند درباره خودشان است. اما تو خیلی متزلزل می‌شوی چون هنوز به یک مرکزیت اشتباه چسبیده‌ای. این مرکزیت اشتباه به دیگران بستگی دارد، بنابراین تو هر لحظه به آنچه که مردم درباره تو می‌گویند گوش می‌دهی.

تو همیشه آدم‌های دیگر را دنبال می‌کنی، همواره تلاش می‌کنی تا آنها را راضی نگهداری. همیشه تلاش می‌کنی تا آدم محترمی به نظر بیایی و در تکاپو هستی تا خود را تزیین کنی. این کار خودکشی است. به جای اینکه با حرف‌های دیگران آزرده شوی،  باید شروع کنی به درون خودت نگاه کنی

هر گاه فکر کنی که از درون خود آگاهی داری، به سادگی نشان داده‌ای که از خودت آگاهی نداری. تو نمی‌دانی که کی هستی. اگر می‌دانستی، در این‌صورت هیچ مشکلی نبود و دیگر درجستجوی نظر دیگران و نگران آن نبودی. این بی‌اهمیت است.

خودآگاهی زیاد شما نشان دهنده آنست که هنوز به خانه نرسیده‌اید (خود را نمی‌شناسید).

آدم‌های جعلی یک تصویر برای ادامه دادن دارند. آدم‌های واقعی اما اهمیت نمی‌دهند.

۵-هر چیز دوبار آفریده می‌شود بار اول در ذهن تو و سپس در زندگی تو:

ذهن‌های ما ابزار قدرتمندی هستند که دنیای اطراف ما را خلق می‌کنند و حقیقت آن است که شما عملی را انجام نمی‌دهید تا زمانی که ذهن شما بداند که چه می‌کنید. بنابراین اول برنامه‌ها و هدف خود را مشخص کنید و سپس اقدام کنید.

آینده به آن چیزی که شما اکنون انجام می‌دهید بستگی دارد.

گاندی

هر روز صبح ما دوباره متولد می‌شویم. آنچه که امروز انجام می‌دهیم بیشترین اهمیت را دارد.

۶-“ما، خودمان، باید راه را طی کنیم”:

زندگی همواره چالش‌ها و مشکلاتی برای همگان به همراه دارد. اما تنها چیزی که می‌شود با آن این مسئله را کنترل کرد این است که چه میزان تلاش و اراده برای چیزی صرف می‌کنیم. ما نمی‌توانیم خوشبختی و موفقیت خود را به اشیای بیرونی وابسته کنیم. این دو تماما به درون ما برمی‌گردد.

“هیچ‌کس مارا نجات نخواهد داد جز خود ما. نه کسی می‌تواند و نه کسی تلاش خواهد کرد. “ما خودمان باید راه را طی کنیم.”

بودا

از هر آنجا که هستی شروع کن، از هر چه داری استفاده کن، و هر آنچه می‌توانی انجام بده

۷-“اینکه عمیقا به چیزی باور داشته باشی، اما آن را در زندگی‌ات عملی نکنی، صادقانه نیست.”

به سمت آنچه که جامعه از تو می‌خواهد باشی حرکت نکن. خودت را بخاطر تایید بقیه تغییر نده. این مهم است که خودمان باشیم و به دنبال قلبمان برویم. خودتان را با کارهایی که می‌کنید توصیف کنید در این صورت هیچ‌گاه با حرف‌های دیگران فریب نخواهید خورد.

” امروز شما خودتان هستید، و این راست‌تر از حقیقت است.. هیچ موجود زنده‌ای نیست که بیشتر از شما “خودتان” باشد.

Dr.Seuss

هیچ چیز را باور نکن؛ مهم نیست کجا آن را می‌خوانی، یا چه کسی آن را گفته است. تا وقتی که با دلایل و قضاوت شما همسو نیست آن را باور نکن حتی اگر من آن را گفته باشم.

۸-“راه درست و راه آسان به ندرت یکی هستند”:

شما در آخر به این نتیجه خواهید رسید که کشمکش و تقلا آن چیزیست که باعث رشد شما می‌شود و همیشه ارزشش را دارد. درحالی که ممکن است برداشتن هر قدم مشکل باشد اما شما را به جایی که می‌خواهید می‌رساند. تنها به این دلیل که کاری مشکل به نظر می‌آید دلیل نمی‌شود که شما آن را انجام ندهید. درحقیقت این باعث می‌شود تا شما بیشتر در جستجوی هدف خود باشید.

آنهایی که در تلاش برای رسیدن به حقیقت شکست خوردند، هدف واقعی زندگی را از دست دادند.

بودا

هیچ‌چیز در دنیا ارزش داشتن و ارزش شروع کردن ندارد مگر اینکه به معنای تلاش، درد، سختی و… باشد.

 

۹-“اگر منفعت چیزی را در زندگی می‌خواهید  باید هزینه‌های آن را هم پرداخت کنید”

بسیاری از مردم از خود این سوال را می‌پرسند:” که علاقه من در زندگی چیست و برای انجام چه کاری در زندگی پر شورم؟” تا هدف خود در زندگی را پیدا کنند.

در حالی‌که سوال بهتر این است که ” چه چیز در زندگی ارزش زحمت کشیدن را دارد؟” این به شما کمک خواهد کرد که بفهمید واقعا دوست دارید چه کاری انجام بدهید و این باعث می‌شود تا زندگی شما رضایت بخش تر شود.

زندگی به شما همه چیز می‌دهد. تجربه در سنجش میزان آگاهی و فهم شما بسیار تاثیرگذار است. چطور بفهمید که این تجربه همانی است که نیاز داشتید؟ چون آن تجربه ایست که اکنون دارید.

  EKHART TOLLE

همه چیزهای خوب سخت به دست می‌آیند و چیزهای بد بسیار راحت!

 

۱۰-“متعهد بودن به کارهای مختلف با داشتن یک زندگی آرام و متفکرانه در تضاد است.”

بیشتر  ما انبوهی لیست از کارهایی که  باید انجام دهیم داریم که پر هستند از کارهایی که احتمالا  یک روز هم تمام نخواهند شد. ما فکر می‌کنیم که همیشه باید مشغول باشیم در حالی‌که تمرکز کردن روی تنها یک کار در لحظه و به طور کامل غرق شدن در آن می‌تواند نتیجه بهتری در پی داشته باشد.

ما نیاز داریم تا زمانی را استراحت کنیم و سپاسگزار زیبایی‌های زندگی باشیم.

شما باید یاد بگیرید که بی‌خیال باشید. استرس را رها کنید. در هر صورت هیچ‌وقت کنترل اوضاع در دستان شما نبوده است. شما به دنیا آمده‌اید که واقعی باشید نه عالی!

 

۱۱- “هنگامی که تلاش زیادی می‌کنید تا اوضاع را کنترل کنید، خیلی کمتر لذت می‌برید”:

به عنوان یک انسان، چه چیزی درباره کنترل کردن انقدر جذاب است؟ ما خواستار قطعیت و راحتی هستیم. و طنز آنجاست که در حقیقت چیزی به عنوان کنترل‌کردن وجود ندارد. ما هرگز کنترل نداریم. هیچ‌وقت. هر چه زودتر این مسئله را درک کنیم و یاد بگیریم با جریان زندگی کمی بیشتر همسو شویم زندگی راحت‌تر خواهد شد.

تنش آن کسی است که فکر می‌کنی باید باشی، و آرامش همانی است که تو هستی. (خود واقعی تو)

 

سمانه عبدلی
سمانه عبدلی
سمانه جدیت عجیبی در پیگیری کارها داره و در این راه با هیچ‌کس شوخی نداره. باور داره که انسان‌ها بیشتر از اینکه محدودیت‌های محیطی داشته باشند، محدودیت‌های ذهنشون مانع دیدن و کشف فرصت‌ها می‌شه . با تیم بیست‌تا‌سی همراه شده تا نیمه‌ی دوم بیست‌تا‌سی سالگی خودش رو با بیست‌تاسی ساله‌ها و برای بیست‌تاسی ساله‌ها صرف کنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *