از فرصت‌ها استفاده کنید
۱۲ مرداد ۱۳۹۴
شش باور رایج غلط در رابطه با کارآفرینی
۲ شهریور ۱۳۹۴

اگر بیست ساله می‌شدم…

با توجه به فعالیت‌ها و پتانسیل بسیار قوی که بین اعضای گروه بیست تا سی مشاهده شد، و بنابر نظرات و پیشنهادات دوستان و همراهان خوبمان در گروه تلگرامی بیست تا سی، تصمیم گرفته‌ایم که بعضی از فعالیت‌های گروه تلگرامی را تحت عنوان «تالار گفتگو» در سایت بیست تا سی  مطرح کنیم. تا از این طریق از بحث‌ها و گفتگوهای بی‌ربط به موضوع اصلی کم شده و همین طور گفتگوهای دو و یا چند نفره‌ی پربارتر و قابل دسترسی داشته باشیم. تاکنون بحث‌های قابل پیگیری و خیلی خوبی بین اعضای گروه مطرح شده‌اند که بسیاری از این مباحث به دلیل نوتیفیکیشن‌های بی‌ربط با موضوع از دسترس دور مانده‌اند و یا بدون نتیجه‌گیری و به سرانجام رسیدن، فراموش شده‌اند.

امیدواریم با انتقال دادن برخی از موضوعات مطرح شده در گروه های تلگرامی به سایت بیست تا سی ، فضای تعامل بهتری با همدیگر داشته باشیم و بحثهایی که شما عزیزان مطرح می کنید به جمع بندی حداقلی برسند و برای تمامی اعضای گروه بیست تاسی و همین طور دیگر دوستانی که از طریق سایت با ما در ارتباط هستند، قابل دسترس باشند .

دوستان عزیزی که از طریق سایت با ما در ارتباط هستید، شاید برای شما هم جالب باشد بدانید یکی از موضوعاتی که به تازگی در جمع دوستان ما مطرح شد « اگربيست ساله مي‌شدم » بود که اگر عضو گروه تلگرامی بیست تا سی باشید می توانید با  « #اگر بیست ساله می‌شدم » این موضوع را  دنبال کنید. اما اگر عضو گروه های تلگرامی بیست تاسی سالگی هم نیستید خوشحال می شویم شما هم  صحبتهای خود را زیر همین نوشته به صورت کامنت مطرح کنید، تا برای ما به یادگار بماند و هربار که این صفحه را باز می‌کنیم، نوشته های خوب شما را هم  بخوانیم.

نوشته های برخی از دوستان  و همراهان خوب ما

میثم حافظ پرست عزیز نوشته است که:

اگر بيست ساله می‌شدم  زبان انگليسی را زودتر شروع ميكردم. سبلان و دماوند را صعود ميكردم. برنامه نويسي كامپيوتر را جديتر ميگرفتم. چند ماه پيشخدمت يك رستوران شلوغ ميشدم. شبكه دوستان قدرتمندتری ميساختم. كلكسيون تمبر جمع اوری می‌كردم. چند مقاله برای روزنامه های محلی می‌نوشتم.

میلاد ترکمان دوست خوب ما :
من برخلاف نظر همه در دانشگاه به رشته دلخواهم ادبیات رفتم.وهمه اش خودم رو جای ادمهای بزرگ میذاشتم و خیلی مذهبی بودم
من اگر برگردم دوست دارم دوست دختر داشته باشم و شادتر با صورت بیست ساله ام قهقهه بزنم.

حمیدرضا امینی دوست دیگر ما نوشته:
اگر بیست ساله میشدم کلاس ساز رو همون موقع شروع میکردم و بیشتر به کار مورد علاقم می‌پرداختم.کمتر فکر آینده رو می‌کردم و از انرژی اون دوره که یهو ته کشید بیشتر واسه خوش گذرونی استفاده می‌کردم.

پرینازحسنی عزیز می گوید که:

اگر بيست ساله مي‌شدم
رشته تحصیلیمو تو دانشگاه ادامه نمیدادم ب جاش از همون موقع کار گرافیک و با جدیت شروع می کردم و شاید تو این زمینه ادامه تحصیل هم می‌دادم.

امیر رضا نجفی عزیز نوشته است:
تو بیست سالگیم امیدوارم راهی که دارم میرم درست باشه.

محمودرضا کره ئی  عزیز گفته :

اگر بيست ساله ميشدم
زندگیم هیچ تغییری نمی‌کرد چون میدانم بهترین راه لذت بردن از زندگی در لحظه است.حسرت و آرزو همیشه بوده و هست. فقط به خودم می گفتم بدان که روزی حسرت این روزها را میخوری پس حداقل خوب زندگی کن.

مریم بابایی دوست خوب ما نوشته:

شاید خیلی زودتر خیلیا رو از زندگیم حذف میکردم و زودتر به سمت علایقم پیش میرفتم
ولی خب اینم هست که میگن اگه عقل امروز رو داشتم کارای اشتباه دیروز رو انجام نمیدادم ولی شاید اگه اشتباه دیروز رو انجام نمی‌دادم عقل امروز رو نداشتم.

مژده احرابی عزیز :

البته از 20 سالگیم چیزی نمیگذره، دیروز فرصت نشد فکر کنم بهش، ولی اگه سال اول دانشگاه بودم، 18 سالم بود، بزرگترین کاری که می‌کردم این بود که تو تصمیم گیری هام سنجیده تر عمل می‌کردم، بیشتر از اون سن خودم لذت می‌بردم، بیشتر کارهای گروهی می‌کردم، بیشتر درس زندگی از آدمهای دوروبرم یاد می‌گرفتم…
و باز هم تصمیمات سنجیده تری تو انتخاب انسان های اطرافم می‌گرفتم …

آرمام صفایی  :

که البته تازه واردش شدم 21 ساله هستم
ولی به شدت دنبال ارتقای توانمندی هام هستم
به شدت به دنبال پوشش دادن خلاهای کشورم هستم بگردم ببینم چه تخصصی کشور نیاز داره که متخصصی براش نیست
و این که قطعا صد در صد تا انتهای عمر نه تنها در 20 تا 30 در حال یادگیری خواهم بود که هر چه بدانیم بیشتر به جهل پی میبریم.

پویا شیخ حسنی:

من اگر بیست ساله بودم، سعی میکردم با آدمهایی که به زعم خودم ازم جلوترن صحبت کنم، سعی میکردم منابع ام اعم از انرژی، زمان، پول و …. را فقط به دانشگاه اختصاص ندم، سعی میکردم بیشتر به مسیر شغلی فکر کنم، تلاش میکردم دنیا، و آدمهاش و واقعیات را بیشتر ببینم و بفهمم، احتمالا به یادگیری مستمر فکر میکردم، برای مهارت هام برنامه ریزی میکردم، چون کسب مهارت بر خلاف کسب دانش باید بلندمدت، تدریجی و‌پایدار باشه، در خصوص مسیر شغلی بشدت به تمایز فکر میکردم، میدانم ایجاد تمایز زمان لازم داره، یک پروسه کاملا تدریجی و پیوسته ست، در مسیر ایجاد تمایز قطعا شناخت استعدادها و خودشناسی گام اولم خواهد بود، واقعیت تلخی که تو جامعه ما وجود داره اینه که همین گام اول به طرز عحیبی مغفول واقع میشه و طعمه خواسته های پدر و مادر و سیستم آموزشی میشه، چو نهد خشت اول معمار کج…….
در مسیر مهارت ها و توسعه اونها بنظرم گام ها، ترتیب اونها واقعا اهمیت داره، مدل ذهنی و نگاهم بهش تاثیر مستقیمی روی انگیزه ام داره….
بنظرم توسعه مهارت ها مقدم بر مسیر شغلی ست، خیلی هم مقدم است از نظر زمانی.
من همیشه کارآفرینی رو شمشیر دولبه میدیدم، قبلا بحثش شد، دوستان هم لطف کردند و‌ جمع بندی کردند.
مورد آخر اینکه اینکه هم کار کنی که درآمد داشته باشی، هم دانشگاه بری و هم فکر توسعه و یادگیری باشه واقعا کار سختیه، مشتاقم اگه دوستان صلاح دونستند بحث های آتی در این خصوص باشه…..
همه ی ما خیلی چیزا رو می‌دونیم، تو ایونت چهارم وقتی امیر مهرانی پرسید کیا رو تقویت نقاط ضعفشون سرمایه گذاری می‌کنند، از جواب بچه ها جا خورد.
ولی در میدان عمل……

بنظرم توجه به خلاهای کشور بسیار ارزشمنده، ولی خیلی ها به اینکه مردم به چی‌پول میدن توجه دارم، منم نمیخوام راجبه اینکه کدوم بهتره صحبت کنم، فقط یه نکته وجود داره، اونم اینکه بنظر میاد دنبال خلاهایی بریم که با استعدادها و علایق و مهارتهای من مطابقت داشته باشه، میتونیم کارایی و اثربخشی بیشتری داشته باشیم.

شما هم برای ما  بنویسید که:

اگر بيست ساله می‌شدم…

راستی ،کتاب بسیار خوب و خواندنی تینا سلیگ، باعنوان «کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم»  را به همه ی شما عزیزان توصیه می‌کنیم.

 

سمانه عبدلی
سمانه عبدلی
سمانه جدیت عجیبی در پیگیری کارها داره و در این راه با هیچ‌کس شوخی نداره. باور داره که انسان‌ها بیشتر از اینکه محدودیت‌های محیطی داشته باشند، محدودیت‌های ذهنشون مانع دیدن و کشف فرصت‌ها می‌شه . با تیم بیست‌تا‌سی همراه شده تا نیمه‌ی دوم بیست‌تا‌سی سالگی خودش رو با بیست‌تاسی ساله‌ها و برای بیست‌تاسی ساله‌ها صرف کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *