«تمام آنچه در ۲۵ سالگی باید می‌دانستم» به روایت محمد مهدی همت آبادی

معرفی چهار کتاب جدید در زمینه‌ی سنجشگرانه‌اندیشی و تفکر نقادانه
۱۳ خرداد ۱۳۹۶
فارغ‌التحصیلان جدید قبل از شروع کار چه باید بدانند
۲۷ خرداد ۱۳۹۶

«تمام آنچه در ۲۵ سالگی باید می‌دانستم» به روایت محمد مهدی همت آبادی

محمد مهدی همت آبادی یکی از دوستان سی و چندساله‌هایی که در یکی از رویدادهای بعد از سی سالگی شرکت کرده است، در نوشته « ۸ نکته‌ای که سی تا چهل ساله‌ها آرزو داشتند می‌توانستند به بیست و پنج سالگی خود بگویند» کامنتی قرار داده بود که دوست داشتیم به عنوان یک پست مسقل در وبسایت بیست‌تاسی قرار بگیرد. در ادامه متن کامنت محمدمهدی همت آبادی را با هم می‌خوانیم:

در بدو ورود به ۳۰ سالگی یک‌بار در کارگاه‌های “بعد از سی سالگی” محمد نجفی شرکت کردم، کمی فرصت پیدا کردم و از بحران ۳۰ سالگی‌ام گفتم. حالا و در بدو ورود به ۳۱ سالگی به بهانه این مقاله دوست دارم اینجا چند موردی که تمایل داشتم به خودِ ۲۵ ساله‌ام بگویم را بنویسم. این موارد بخشی از کتاب “پنج قطعه اصلی از پازل زندگی” هم هست.

تمام آنچه در ۲۵ سالگی باید می‌دانستم:

بخوان، بنویس و غفلت نکن…

جیم ران در کتاب “پنج قطعه اصلی از پازل زندگی” بینش را یکی از مهم‌ترین عناصر تصمیم‌گیری معرفی می‌کند. بینشی که بر پایه تجربیات قبلی ما و آموخته‌های پیشین ما، سکان زندگی را در دست می‌گیرد. اگر این بینش به خوبی ساخته شود، همانند بادبان قایق است که حتی در باد مخالف هم می‌تواند ما را به جلو هدایت کند. حال اگر این بینش بر پایه اطلاعات غلط استوار باشد چه؟ در این صورت حتی با باد موافق هم پیشرفت نخواهیم کرد. یکی از اساسی‌ترین ابزارها برای ساختن بینش، خواندن است.

بخوان

باید خواند، باید از موفقیت، از شادکامی، از شکست و تجربیات دیگران خواند. این‌ها عصاره خرد و بینش بزرگانی است که تنها با خواندن در رگ حیات وجود ما جاری می‌شوند. اگر نخوانیم تنها بر اساس فرضیات و دانش غلط به نتیجه غلط می‌رسیم بدون اینکه حتی بدانید چرا. بعد از خواندن نوبت نوشتن است. با زندگی ماشینی امروز، به سختی می‌توانیم به غذایی که می‌خوریم فکر کرد چه برسد به رفتاری که از خود بروز می‌دهیم. تنها راهی که می‌تواند به درستی شما را بر اعمال خود واقف کند، نوشتن است.

بنویس

چرا نوشتن تا این حد مهم است؟ به یک دلیل ساده، در زمان نوشتن شما نمی‌توانید به چیز دیگری فکر کنید… شما می‌تواند بخوانید در حالی که ذهن شما جای دیگری است ولی نمی‌توانید بنویسید در حالی که ذهن شما جای دیگری باشد. این ویژگی نوشتن، می‌تواند باعث عمق بخشیدن به تجربه روزانه ما ‌شود. اگر در مورد رفتار روزانه خود، برخورد خود با دیگران، تصمیمات خود و … بنویسید، آن زمان با تمام وجود در تجربیات خود شناور می‌شوید، با تمام جان اشتباهات و نقاط قوت و ضعف خود را لمس می‌کنید. آن زمان که مشغول نوشتن اهداف خود هستید اگر با تمام وجود به جزییات آن توجه کنید، بی‌شک اولین و اساسی‌ترین قدم در رسیدن به آن را برداشته‌اید.

شرح حال نویسی با هدف پیشرفت حرفه‌ای

در آخر، غفلت…

خطای غفلت… خطرناک‌ترین تصمیم هر روز ما… هیچ کس یک شبِ موفق نمی‌شود، یک شبِ هم شکست نمی‌خورد. همه ما به تدریج به این‌ها دست می‌یابیم. فقط مشکل اینجا است که غفلت‌های کوچک معمولا در دراز مدت اثر مخرب‌تری نسب به هر تصمیمی ایجاد می‌کنند. غفلت در خواندن، غفلت در نوشتن، غفلت در زندگی شاد داشتن، غفلت از توجه به پیشرفت، غفلت از تدوین برنامه روزانه، غفلت از تغذیه سالم، غفلت از رفتار با دیگران… همه اینها شاید یک بار و دو بار باعث مرگ کسی نشوند ولی بی شک تکرار آنها به تدریج تنها یک نتیجه دارند، شکستِ تدریجی، بدون آنکه حتی دلیل آن را بدانیم.

منِ ۲۵ ساله… بخوان، بنویس، غافل نشو…

البته تمام این مواردی که گفتم را محمد نجفی به روش‌های مختلف در کارگاه‌های متفاوت با بیان شیواتر عنوان کرده است، فقط خواستم یادآوری باشد برای خودم و سایر دوستانم.

پیشنهاد ما:

می‌توانید برای مطالعه بخشی از کتاب “پنج قطعه اصلی از پازل زندگی”در فیدیبو  اینجا کلیک کنید.

2 دیدگاه ها

  1. وحید گفت:

    برای منِ در آستانه ۲۵ سالگی پند بسیار ارزشمندی بود. سپاس فراوان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *