۱۰ چیزی که قبل از فارغ التحصیلی باید بدونید: بخش دوم

۱۰چیزی که قبل از فارغ‌التحصیلی باید بدونید: بخش‌اول
۱۰ تیر ۱۳۹۶
چند پیشنهاد برای بهتر سپری کردن دهه‌ سوم زندگی
۲۶ تیر ۱۳۹۶

۱۰ چیزی که قبل از فارغ التحصیلی باید بدونید: بخش دوم

در نوشته قبلی ۵ مورد از نکاتی که قبل از فارغ‌التحصیلی باید بدونیم مطرح شد. در ادامه ۵ نکته بعدی رو با هم مرور می‌کنیم:

 برای انجام کارهایی که دلت می‌خواد، نباید منتظر تموم شدن دانشگاه بمونی

«پروفسور هارولد هیل: وقتی مدام فردا فردا می‌کنی،  یه روزی به خودت میای و می‌بینی یه مشت دیروز پوچ داری. شما رو نمی‌دونم اما من ترجیح می‌دم امروز رو خاطره‌انگیز بسازم». –مردیث ویلسون

تیم فرریس در کتابش، کار هفتگی چهار ساعته، چیزی رو آموزش میده که برنامه زندگی معوق شده نامید. منتظر زندگی نشستن اصل این ایده است؛ و به بهترین شکل در مفهوم بازنشستگی خودش رو نشون میده. بسیاری از افراد زندگی رویایی خودشون رو تا بازنشستگی به تأخیر میندازن. شادی و لذت رو به تأخیر میندازن و آگاهانه زندگی‌ای رو که ازش نفرت دارن دنبال می‌کنن.

نباید این کار رو بکنی.

برای شروع زندگی رویایی‌ات، لازم نیست از کسی اجازه بگیری. حتی به مدرک دانشگاهی هم نیاز نداری تا این مجوز رو بهت داده باشه. هرکسی خودش نگهبان زندگی خودشه تا به بهترین زندگی تبدیلش کنه.

Gary Vaynerchuck می‌گه در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ زندگی، باید ریسک‌های بزرگی رو در حرفه‌‌ات بکنی. شاید، وقتی ۴۰ سالگی رو رد کردی، محافظه کارتر بشی. در اون نقطه، احتمالاً مسئولیت‌هایی داری و لازم می‌شه که به روش متفاوتی فکر کنی.

اما در همین لحظه، زمانی که در دانشگاه مشغول به تحصیل هستی، هیچ خطری وجود نداره. نه تنها خطری وجود نداره، بلکه زمان بسیار زیادی هم داری! دانشگاه هفته‌ای ۴۰ ساعت وقتت رو نمی‌گیره. احتمالاً هر هفته ۲۰ تا ۳۰ ساعت برای عملی کردن رویاهات وقت داری.

درواقع، دانشگاه بهترین زمان برای کارآفرین شدنه. اگر از موقعیت‌ها درست استفاده کنی، می‌تونی اونقدر موفق بشی که ترک تحصیل کنی. یا تا وقتی فارغ‌التحصیل میشی، می تونی از کارهای خودت بیشتر پول در بیاری تا یه شغل دون‌پایه.

ساختن یه کسب‌وکار آنلاین سودآور اونقدرها ازت وقت نمی‌گیره. اگر با یک یا دو سال دشوار کنار بیای، با انجام کاری که واقعاً دوست داری می‌تونی به شدت موفق بشی.

 دو دنیای کاری وجود داره

دن سالیوان مربی Strategic coach، این موضوع رو بسیار زیباتراز من توضیح داده است، من نقل قول طولانی سالیوان رو در اینجا میارم.

«در پایان قرن قبلی، کارخانه‌ها روشی رو که با اون کالا تولید می‌کردن و به دست عموم می‌رسوندن دستخوش تغییرات اساسی کردن. کار کارخانه‌ای نگرش متفاوتی نسبت به کارگرها ایجاد کرد. اونها بخشی از یک ماشین بودن و می‌تونستن جایگزین بشن. لازم بود کارها تا جای ممکن یک‌شکل و پیش‌بینی‌پذیر انجام بشه. کار هر روزه همین بود؛ دستمزد به ازای طول مدت زمان کار پرداخت می‌شد. کار کردن طولانی مدت نشانه‌ وفاداری بود. در مجموع سیستم حاکم سیستمی خشک و اداری بود. من بهش می‌گم: اقتصاد زمان و زحمت».

امروزه، سیستم‌های خشک و اداری در حال کم‌رنگ شدن هستند. پیشرفت‌ در تکنولوژی تفکرات ما رو تغییر داده و بر پتانسیل نامحدود خلاق افراد تأکید می‌کنه. کارآفرین‌ها پیشتاز این روند هستند، خودشون رو از ساختارهای قدیمی آزاد کردن تا خیلی سریع‌تر و سازگارپذیرتر از نهادهای کند قدیمی دست به نوآوری و خلق ارزش بزنن. من دنیایی که کارآفرینان در اون زندگی می‌کنن رو اقتصاد نتیجه می‌نامم».

کارآفرین‌ها فقط برای نتایجی که تولید می‌کنن، و براساس ارزشی که این نتایج برای مشتری‌ها ایجاد می‌کنه، دستمزد دریافت می‌کنن. سیستم اونها سیستم زمان کارآفرینیه. پس چرا خیلی از کارآفرین‌ها همچنان طوری کار می‌کنن که انگار اهمیت داره چه مدت و چقدر سخت کار می‌کنن؟ متأسفانه کار زیاد و خسته‌کننده فضیلت محسوب میشه، صرف‌نظر از اینکه این حجم از کار زیاد نتیجه‌ای داره یا نه. این طرز فکر کاملاً ارزش اصلی کارآفرین بودن، یعنی آزادی رو نادیده می‌گیره. یکی از مدل‌های کاری مدل کارخانه صنعتی است که افراد از طریق سیستم دانشگاهی بهش تزریق می‌شن. از این دنیای کاری دوری کن. روح خودت رو از دست می‌دی. این مدل کاری صبح تا عصره. وقتت رو صرف انجام دستور کار شخص دیگه‌ای می‌کنی. به این ترتیب برده رئیست هستی. آزادی و یا انعطاف‌پذیری زیادی در برنامه‌ات نداری».

کدوم دنیای کاری رو انتخاب می‌کنی؟ اقتصاد زمان و زحمت یا اقتصاد نتیجه ؟

 ممکنه سایه رویاهات رو دنبال کنی که چندان خوب نیست

«ما تمایل داریم به دنبال شغل سایه بریم – شغل‌هایی که شبیه به رویاهامون هستن، اما دقیقا رویاهای ما نیستن» -بن آرمنت

آدم‌ها همیشه این کار رو انجام می‌دن. رویاپردازی می‌کنن که رمان‌نویس هستن اما به جای اون استاد ادبیات می‌شن. رویای داشتن باشگاه رو دارن اما به جاش مربی می‌شن. آرزو می کنن راننده مسابقات سرعت بشن اما مکانیک می‌شن.

سایه رویا انعکاسی از رویای واقعی تو است اما از نوع کم خطرتر. این مسئله اعتقاد نداشتن به کاری رو که می‌تونی انجام بدی نشون می‌ده. چیزی که واقعاً می‌تونی بسازی کاریه که دوست داری انجامش بدی.

باور دارم که عموم مردم سایه رویا رو دنبال می‌کنن. اونها میگن کاری رو که دوست دارن انجام می‌دن. اما در واقع اینطور نیست. اونها آرزو می‌کنن کاش کار دیگه‌ای انجام می‌دادن. خیلی کم‌تر از اونچه می‌تونستن داشته باشن قناعت می‌کنن.

احتمالاً خودت رو کوچک در نظر می‌گیری

«کسانی که باور دارن می‌تونن کوه‌ها رو جابجا کنن، این کار رو میکنن. کسانی که باور دارن نمی‌تونن، نمی‌تونن. اعتقاد، نیروی محرکه انجام کار است.» دیوید شوارتز

احتمالاً رویاهایی که داری تحت تأثیر چارچوب‌های اجتماعی قرار گرفته. بهت گفته شده واقع‌بین باش؛ و این بدترین توصیه است.

همانطور که ناپلئون هیل گفته: ذهن هر چیزی رو که تصور می‌کنه و بهش باور داره،‌ می‌تونه به‌دستش بیاره.

مهم اینه که خلاقیت و خیال داشته باشی و باور داشته باشی که می‌تونی. اگه باور نداشته باشی، اتفاق نمیفته. اما اگه می‌تونی بهش فکر کنی و باورش داشته باشی، می‌تونی انجامش بدی. مهم نیست چقدر بزرگه یا چقدر غیرواقعیه.

دنیا به افکار بزرگ‌تر نیاز داره. بیشتر استارت‌آپ‌ها فقط پیشرفت‌های تدریجی نسبت به شرایط موجود هستن. جهان به پیشرفت‌های تصاعدی بیشتری نیاز داره. جهان به افرادی برای تعقیب اهداف بلندپروازانه نیاز داره. بزرگ شو و جسور باش.

اگر دنبال کارهای بزرگیم، باید جسارت داشته باشیم.  جهان به خاطر متفکران بزرگی پیشرفت می‌کنه که جسارت تلاش کردن دارن. یکی از این متفکران بزرگ باش. تو در دانشگاه هستی. هیچ خطری وجود نداره. دنیا رو تغییر بده.

پیش از این در تاریخ دنیا زمانی مثل روزگار امروز نبوده. اکثر افراد موفق دنیا در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی‌ خودشون هستن. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که می‌تونی چیزی بسازی که خیلی سریع به یک شرکت میلیارد دلاری تبدیل بشه.

«قصد داری میلیاردر بشی؟ پس به یک میلیارد نفر کمک کن. بزرگ‌ترین مشکل دنیا، بزرگ‌ترین فرصت تجاری است». –پیتر دیامندیس

 آزادی و امنیت یکی نیستن

کسی که آزادی را برای امنیت قربانی می‌کند لایق هیچکدام نیست. –بنجامین فرانکلین

تمایل به امنیت در احساس ترس ریشه داره. افرادی که به دنبال امنیت هستن تصور می‌کنن که با کمبود شغل و منابع روبه‌رو می‌شن. در‌نتیجه، قصد دارن بدون خطر کردن و تا جایی که ممکنه، خودشون رو در امن‌ترین موقعیت قرار بدن.

متأسفانه، این طرز فکر اغلب افراد رو به سمت شغل‌هایی سوق می‌ده که ازش منتفر هستن؛ اما هرگز از اون استعفا نخواهند داد («یوغ طلانی»).

گفته شده که، «آزادی هزینه سنگینی برای امنیت است». افراد احساس امنیت رو به آزادی ترجیح می‌دن. این افراد برده شغل می‌شن و جسارت عبور کردن ازش رو ازدست می‌دن. از نظرشون ریسک جسارت بیشتر از اونه که دنبال زندگی رویایی‌شون برن.

این مفهوم از امنیت کاملاً اشتباه تصور شده.  هیچ امنیتی در چیزهای خارجی نیست – فقط بردگی و وابستگی. امنیت درونی تنها شکل درست از امنیت است که شخصی می‌تونه داشته باشه. اگه امنیت رو درون خودت احساس می‌کنی، بنابراین آزاد هستی. در غیر این صورت، برده‌‌ای.

نتیجه گیری

همین حالا بهترین دوران تاریخ برای دانشجو بودن یا فارغ‌التحصیل شدنه. اقتصاد جهانی ما فرصت‌های نامحدودی رو در اختیار می‌گذاره تا زندگی آزادی برای انجام کاری که دوستش داری خلق کنی. در این مرحله از زندگیت تقریبا هیچ خطر ی وجود نداره.+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *