بحران بیست و چند سالگی…
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
یادداشت برداری به روش کرنل
۲۲ مهر ۱۳۹۴

بدترین اشتباهات در دهه بیست سالگی …

همه ما در تمام مراحل زندگیمان مرتکب اشتباهات کوچک و بزرگی می شویم که تاثیرات مهم و عمیقی بر موفقیت و شادی آینده و حال ما دارند. نیمه پر لیوان اشتباه، به ویژه در دهه بیست سالگی، درس گرفتن و تجربه اندوزیست. اما آیا همه اشتباهات ارزش تجربه شدن دارند؟ آیا همه آن ها جبران پذیرند؟ آیا همه ما ناچاریم خودمان همه تجارب را کسب کنیم و بیست تا سی سالگیمان را در آزمون خطای اشتباهاتمان بگذرانیم یا میتوانیم به سادگی از بسیاری از اشتباهاتی که ممکن است در “دهه تعریف کننده “بزرگسالیمان انجام دهیم جلوگیری کنیم؟
بهترین قسمت دهه بیست سالگی شما این است که بعد از اشتباهات اجتناب ناپذیری که در راه درک دنیا انجام می‌دهید می‌توانید به سرعت خودتان را پیدا کنید و بهبود ببخشید.
می گویند تصمیمات ضعیفی هستند که اثرات پایدار دارند، مثل پس انداز نکردن، که به سادگی اجتناب پذیر هم هستند. در این مقاله با توجه به نصایح کارآفرینان و نویسندگان، تعدادی از پرتکرارترین این اشتباهات را جمع آوری شده است.
این‌ها بدترین اشتباهاتی هستند که بیست و چند ساله ها در مسیر ساخت زندگی کاری و شخصیشان می توانند عاقلانه از آن‌ دوری کنند.

Untitled pictureفکر می کنند تحصیلات و استعداد برای موفق شدن کافیست.

داشتن هوش بالا، استعداد ذاتی و مدرک از دانشگاه های خوب بسیار عالیست اما تضمین کننده داشتن یک شغل خوب نیستند و تا زمانیکه با تلاش زیاد همراه نشوند هیچ معنایی ندارند و من آن زمان را به خاطر شب کاری ها و کار در تعطیلات به یاد می آورم. مشقت، زحمت، سعی و کوشش و پشتکار و صرف تلاش و انرژی زیاد در این نقطه شغل من را تشکیل می‌دادند. من یاد گرفتم میان برهای کمی در مسیر موفقیت شغلی وجود دارد. موفقیت هرگز به یکباره اتفاق نمی‌افتد.

  2نسبت به سلامتی خود بی توجه اند.

با افزایش سنتان، به سرعت می آموزید که قادر به انجام بسیاری از فعالیت هایی که در دوران دانشگاه انجام می دادید، نیستید. هرچه بیشتر از سال های مدرسه و دانشگاه فاصله می گیرید، عادات ناسالم غذایی خطرناک تر و غیرقابل قبول تر می شوند.
میشل وستون، استاد ارتباطات می گوید بیست و چندساله ها باید به سلامت ذهنیشان هم توجه کنند زیرا بسیاری از مشکلات روانی بالقوه معمولا در بیست و چندسالگی اتفاق می افتند.

  3پس انداز کردن را شروع نمی کنند.

نتایج یک تحقیق جدید نشان داده است که در از بین ۱۰۰۳ نفر که بین ۱۸ تا ۲۹ سال بودند ۶۹% آن ها هیچ ذخیره بازنشستگی نداشتند.
بازنشستگی شما ممکن است خیلی دور به نظر برسد اما اگر هرچه زودتر پس انداز کردن را شروع نکنید زیان بزرگی به خودتان می زنید.
ادیتیا راتنام که یک کارآفرین است می گوید لازم نیست در ابتدا با سرمایه گذاری زیاد آغاز کنید اما لازم است که از فرصت استفاده کرده و آغاز کنید.

4شادی را برابر با پول داشتن می دانند.

پرستیژ و پول زیاد مطمئنا می تواند شما را خوشحال تر می کند اما چیزهای خیلی زیاد دیگری هم برای موفقیت لازم است.
در آینده سال ها افسوس خواهید خورد، اگر به جای علائقتان پول را دنبال کنید.

.

5وقتی چیزی سخت می شود رهایش می کنند.

خاتمه دادن به یک رابطه جدی، اخراج شدن از کار و بهم ریختن اوضاع کسب و کارتان؛ همه می توانند ویرانگر به نظر برسند وقتی برای اولین بار برایتان اتفاق می افتند. به جای تسلیم شدن و نشانه گرفتن هدف کوچکتر از شکست به عنوان فرصتی برای یادگیری و بهبود خودتان استفاده کنید.

” وقتی اخراج شدم و صبح روز بعد مثل همیشه بیدار شدم باعث شد بفهمم شکست پایان دنیا نیست، رها شدن تفاوت یک رابطه خوب با یک رابطه بد را به من یاد داد، چیزی که از ابتدا هم درون خودم میدانستم اما تا زمانی که آن رابطه بد تمام شد از پذیرفتنش خودداری می کردم.

6اجازه می دهند دیگران آن ها را تعریف کنند.

وقتی شما شغلتان را شروع می کنید و مطمئن نیستید که در کدام مسیر حرکت کنید، در این که به دیگران اجازه دهید مسیرتان را انتخاب کنند بسیار آسیب‌پذیر خواهید بود. به همین دلیل است که سرمایه گذار “شارک تانک” به همه کارآفرینانی که با آن ها کار می کند می گوید که هرگز اجازه ندهند نظر دیگران سطوح شخصی زندگیشان را تحت تاثیر قرار دهد.

7ناشکیبا هستند.

لازم نیست وقتی ۳۰ساله شدید متاهل، صاحب خانه و با ده سال سابقه کار باشید. صبور باشید و به حال تمرکز کنید. مریستینا روث می گوید وقتی جوان تر بود احساس می‌کرد مجبور است در زودترین زمان ممکن به همه اهدافش برسد. این یک طرز فکر اضطراب آور و باعث عدم کارایی بود.
او می گوید: ” در دهه بیست سالگی ام مفهوم پاداش به تاخیر افتاده را فهمیدم و اینکه شما نیاز دارید به نقاط مهم تصمیم گیری در درخت زندگی توجه کنید، که زندگی شما را از یک مسیر به دیگری تغییر خواهند داد.

 

8سعی می کنند همه را راضی نگه دارند.

وقتی شغلتان را آغاز می کنید، می تواند به نظر طبیعی آید که شرایط دوستانه ای با رئیستان، مشتریان و همه همکارانتان داشته باشید. زمانی که متوجه شدید بعضی از آن ها به شادگی از شما خوششان نمی‌آید به جای احساس حقارت و خردشدگی آن را بپذیرید و به کارتان ادامه دهید.
چویی می گوید” ناچارا همیشه یک نفر هست که از شما خوشش نمی آید. آرزو می‌کردم خیلی زودتر این را درک می‌کردم و دست از آنهمه نگرانی برای این موضوع برمی‌داشتم.

9فکر می کنند همه دوستی ها تا ابد پایدار می مانند.

ساترلند کاتر می گوید: ” فکر می کنید دوستان دانشگاهتان بهترین دوستان زندگیتان هستند؟ ممکن است تعدادی از آن ها تا ۴۰سالگی با شما باشند اما بیشتر آن ها در آن زمان مشغول زندگی خودشان خواهند بود. وقتی همه دوستانتان در یک شهر زندگی نکنند، متوجه خواهید شد که کدامیک از آن ها بیش از همه برایتان مهم است و ارزش حفظ کردن ارتباط را دارد.

10فکر می کنند زندگی در جایی جدید همه مشکلاتشان را حل می کند.

سفر کردن و زندگی کردن در جای جدید باعث غنی سازی فرهنگی می شود و دهه بیست سالگیتان بهترین زمان برای انجام دادن هردوی این کارهاست. اما فکر نکنید که نقل مکان به آنطرف آب به این معناست که ناگهان معنا و مسیر زندگیتان را پیدا می‌کنید.

.

11در اطراف خود حباب ایجاد می کنند.

ارتباط برقرار کردن با همکاران و سایر افرادی ک در صنعت شما فعال هستند مهم است اما اگر شما در یک دنیای خاص محبوس بمانید ممکن است دچار کوته بینی شوید. تلاش کنید تا شاخه های بیرونی ایجاد کنید.

جان لوی بنیانگذار “The influencers” می گوید: ” افرادی که اطراف شما را احاطه کرده اند تاثیر مستقیم بر موفقیت یا شکست شما دارند. آن ها بر همه چیز از میزان ورزشی که می کنید و لباسی که می پوشید تا مقدار پولی که درمی آورید و ارزش هایی که مهم می پندارید، تاثیر می گذارند. بنابراین اگر می خواهید زندگی سرشار از شادی و موفقیت داشته باشید باید استاد برقرار کردن ارتباط با افراد خوبی که به آن ها احترام می گذارید باشید و اجازه دهید روابطی که اثر منفی دارند پایان یابند.”

12همه چیز را سیاه یا سفید می بینند.

نویسنده و سرمایه گذار “جیمز آلچر” معتقد است بسیاری از بیست و چند ساله ها خودشان را در مطلق ها گرفتار می کنند. برای مثال بعضی از آن ها فکر می کنند بین شغلی که به خودشان نفع می رساند و شغلی که به دیگران نفع می رساند هیچ انتخابی ندارند، بدون اینکه درک کنند تمرکز بر “نفع شخصی” در تضاد با انجام کاری خوب برای دنیا نیست.

13به دنبال “نیمه گمشده” خود می گردند.

بعضی از افراد تصمیم می گیرند بیشتر دهه بیست سالگی خود را مجرد و بدون وابستگی به شخص دیگری بگذرانند. بقیه در جستجوی فرد مناسب برای ازدواج هستند. گروه دوم ممکن است درگیر فانتزی پیدا کردن یکباره کسی و شکل گیری رابطه بی نقص بشوند. اما در زندگی واقعی روابط پرمعنا و طولانی مدت نیازمند تلاش و فداکاری هستند.
میتش جین می گوید: شما باید به طور مداوم فداکاری کنید، خودتان را سازگار کنید، کاستی ها را بپذیرید و خودتان را توضیح دهید. اما واقعیت این است که همین مسائل کل قضیه را جالب می کند.

14برای سال های آینده برنامه ریزی می کنند.

چویی می گوید: “پیش بینی اینکه کارت به کجا ختم می شود و چه کاری انجام خواهی داد، سخت است.” بنابراین دست از دیوانه کردن خودتان با برنامه های پنج ساله بردارید و بر اهداف آنی و حال حاضرتان متمرکز شوید.

 

15فکر می کنند بین دوستانشان تنها کسی هستند که با مشکلات درگیر است.

در حین اینکه راه خودتان را در جهان پیدا می‌کنید و تعیین می کنید به عنوان یک بزرگسال در دنیا چه کسی هستید و شغلتان را آغاز می‌کنید، ممکن است اینطور به نظر برسد که دوستان و همکارانتان موفق‌تر و مطمئن‌تر هستند.
اما بدون درنظر گرفتن درآمد، شغل و وضعیت زندگی، هر بیست و چند ساله ای هنوز در حال کشف مسیر زندگی است و این پروسه برای بقیه عمر ادامه دارد.

ترجمه متن از نغمه شیخ حسنی

برگرفته از سایت uk.businessinsider.com

1 دیدگاه

  1. بهناز م گفت:

    سلام
    بسیار مطلب مفیدی بود. من هم خودم استفاده کردم و هم بدای دوستم خوندم. به هر دومون قوت قلب و انرژی داد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *