پنج راهی که شما را به رویاهایتان نمی‌رساند

درباره ابزارها و دنیای دیجیتال(۱)
۴ آبان ۱۳۹۶
از یه جایی به بعد دیگه باید روی پای خودت بایستی…
۶ آبان ۱۳۹۶

پنج راهی که شما را به رویاهایتان نمی‌رساند

ما قبلا به بهانه‌های مختلف درباره رؤیا  و رؤیا پردازی حرف زده‌ایم که می‌توانید از اینجا و اینجا بخوانید. یک دورهمی آنلاین هم به بهانه روز جهانی داشتیم. امروز می‌خواهیم یکی از سخنرانی‌های تد را با شما به اشتراک بگذاریم که درباره بر باد دادن رؤیاهاست!

همه ما می‌خواهیم چیزی را اختراع کنیم که اساسا موفقیت آمیز باشد، شرکت موفقی راه اندازی کنیم، کتابی بنویسیم که بهترین فروش سال را داشته باشد. و در عین حال تعداد بسیار کمی از ما در واقع این‌ها را انجام می‌دهیم.

کارآفرین برزیلی بل پیزو در یکی از سخنانی‌های تد پنج اسطوره‌ی ساده انگارانه‌ای را  مطرح می‌کند که با وجود آن‌ها، پروژه رؤیایتان هرگز به ثمر نمی‌رسند.

 

اولین راه بر باد دادن رؤیا: باور اینکه موفقیت یک شبه اتفاق می‌افتد

احتمالا شما هم مثال‌هایی از این دست شنیده‌اید که: یک برنامه نویس کامپوتری برنامه‌ای را نوشت و آن را خیلی سریع به قیمت بالایی فروخت.

 این داستان شاید به نظر واقعی بیاید، اما این همه داستان نیست. اگر بروید و بیشتر تحقیق کنید، متوجه می‌شوید که آن فرد قبل از آن ۳۰ برنامه دیگر هم نوشته و در آن موضوع فوق لیسانس یا دکترا گرفته و بیست سال روی این موضوع کار کرده است.

من از یک طبقه متوسط هستم، دو هفته قبل از اقدام برای انستیتو فناوری ماساچوست، شروع به پر کردن فرم‌ها کردم و پذیرفته شدم. مردم شاید فکر کنند که این موفقیت یک شبه است، اما به این دلیل اتفاق افتاد و موفق شدم که مدت ۱۷ سال قبل از آن، زندگی و درس را جدی گرفته بودم.
بنابراین موفقیت یک شبه شما، همواره نتیجه همه‌ی آنچه که شما در زندگی‌تان تا آن لحظه انجام دادید هست.
 

دومین راه بر باد دادن رؤیا: باور اینکه شخص دیگری برای شما پاسخی دارد

پیوسته مردم می‌خواهند که به ما کمک کنند. همه این افراد: خانواده، دوستان، همکاران، همه دارای نظراتی در مورد این‌که تو چه راهی را انتخاب کنی هستند: ” بگذار بهت بگم، از این راه برو.”

 اما هر زمان که وارد راهی شوی، باز هم راه دیگری هست که تو باید آن را انتخاب کنی. و تو باید خودت تصمیم بگیری.

 دیگران پاسخ کاملی برای زندگی تو ندارند. و تو باید خودت تصمیم بگیری. مسیرها بی‌نهایت هستند و سرت به دیوار خواهد خورد، و این بخشی از این روند هست.

سومین راه بر باد دادن رؤیا: تصمیم بگیر که مستقر شوی، هنگامی که رشد تو تضمین شده است

این خیلی ظریف ولی بسیار مهم هست. هنگامی که رشد تو تضمین شده است تصمیم بگیر که مستقر شوی، زمانی که زندگی و کار خوب پیش می‌رود، باید یک تیم خوب جمع کنی، و بازدهی آنها را افزایش دهی. همه چیز الان منظم هست، بنابراین زمان مستقر شدن فرا رسیده. اما این‌طور نیست.
وقتی من اولین کتابم را منتشر کردم، خیلی خیلی زحمت کشیدم تا آن را در برزیل توزیع کنم. نتیجه اینکه، بیش از ۳ میلیون نسخه دانلود شد، و بیش از ۵۰۰ هزار نفر نسخه فیزیکی آن را خریدند.
هنگامی که من جلد بعدی کتاب را نوشتم، دیگر برخی اثرات (کتاب قبلی) تضمین شده بود. حتی اگر من تلاش کمی می‌کردم، فروش خوب بود. اما خوب هرگز خوب نیست.
هنگامی که در جهت قله می‌روی، نیاز داری که سخت‌تر از همیشه کار کنی و قله دیگری برای خودت پیدا کنی. شاید اگر من کمی تلاش کرده بودم، چند صدهزار نفر دیگر آن را میخواندند، این خوب بود.
اما اگر من سخت‌تر از همیشه کار میکردم، می توانستم این عدد را به میلیون‌ها برسانم. به همین دلیل است که تصمیم گرفتم، با کتاب جدیدم به همه استان‌های برزیل بروم. من حتی می‌توانم قله بالاتری را از همین حالا ببینم. به هیچ وجه زمانِ استقرار نیست.

چهارمین راه بر باد دادن رؤیا: باور به اینکه اشتباه از شخص دیگری هست.

پیوسته می‌بینیم که مردم می‌گویند، “بله، من این ایده خوب را داشتم، اما هیچ سرمایه گذاری دیدی برای سرمایه‌گذاری بر روی آن را نداشت”. آه، من این محصول عالی را ساختم، اما بازارخیلی بد هست، و فروش خیلی خوب نیست.” یا، “من نمی‌توانم استعدادهای خوب را پیدا کنم؛ تیم من خیلی پائین‌تر از انتظارند.”

 اگر رؤیایی داشته باشی، این وظیفه توست که اینها به وقوع بپیوندند. بله، شاید پیدا کردن استعدادها مشکل باشد. بله، شاید بازار بد باشد.

 اما اگر هیچ کسی روی ایده تو سرمایه گذاری نکرد، اگر کسی محصول تو را نخرید، مسلماً، اشتباه از توست. تو نیاز داری که به رؤیاهایت برگردی. کسی تاکنون به تنهایی به اهدافش نرسیده است. اما اگر تو نتوانستی که به آنها برسی، این تقصیر توست نه شخص دیگری. مسئول رؤیاهای خودت باش.

و نکته آخر: باور اینکه تنها چیزی که مهم هست خود رؤیاها هستند.

یکبار یک آگهی را دیدم، که دوستان زیادی در آن بودند، آن‌ها قصد داشتند از کوهی بالا بروند، کوه بسیار بلندی، و کار بسیار سختی بود. می‌توانستی ببینی که آنها عرق می‌ریزند و بسیار سخت بود. آنها بالا می‌رفتند و عاقبت به بالای کوه رسیدند. البته، تصمیم گرفتند که جشن بگیرند.

من هم می‌خواهم جشن بگیرم، پس، “بله، ما اینکار را کردیم، ما بالا رفتیم!” دو ثانیه بعد، یکی به دیگری نگاه کرده و می گوید، “بسیار خوب، بگذارید برویم پائین.”

 زندگی هرگز درباره اهداف نیست. زندگی درباره سفر (رسیدن به اهداف) است. شما باید از هدفتان لذت ببرید، اما مردم فکر می‌کنند که تو رؤیاهایی داری، و هرگاه که به یکی از رؤیاهایت برسی، یک جای جادویی است که شادی در آنجاست.
اما رسیدن به یک رؤیا احساسی زودگذر است، و زندگی تو احساسی زودگذر نیست. تنها راهی که تو به همه رؤیاهایت خواهی رسید شادی و لذتی است که در هر قدم در این سفر برمی‌داری. این بهترین راه است.

سفر تو ساده است و با گام‌های تو ساخته می‌شود. برخی از گام‌هایت ممکن است درست باشند. گاهی هم لغزش داری. اگر درست بود، جشن بگیر، زیرا برخی از مردم زمان زیادی را برای جشن گرفتن منتظر ماندند. و اگر لغزشی داشتی، جهتت را عوض کن و از آن چیزی بیاموز.

 اگر هر گامی تبدیل به چیزی برای یادگرفتن یا جشن گرفتن شود، مطمئنا از سفر لذت خواهی برد.

خوب، پنج نکته را دوباره مرور می‌کنیم:

باور موفقیت یک شبه
باور اینکه شخص دیگری پاسخی برای تو دارد
باور اینکه وقتی رشد کردی تضمینی برای استقرارو ساکن شدن هست
باور اینکه اشتباه از شخص دیگری بوده است
و باور اینکه تنها اهداف مهم هستند
باور کن اگر این باورها را داشته باشی تمامی رؤیاهایت را برباد دادی
سمانه عبدلی
سمانه عبدلی

سمانه جدیت عجیبی در پیگیری کارها داره و در این راه با هیچ‌کس شوخی نداره.
باور داره که انسان‌ها بیشتر از اینکه محدودیت‌های محیطی داشته باشند، محدودیت‌های ذهنشون مانع دیدن و کشف فرصت‌ها می‌شه .
با تیم بیست‌تا‌سی همراه شده تا نیمه‌ی دوم بیست‌تا‌سی سالگی خودش رو با بیست‌تاسی ساله‌ها و برای بیست‌تاسی ساله‌ها صرف کنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *