گزارشی از رویداد پیچ بوتکمپ دانشگاه صنعتی امیرکبیر – آذر ماه ۱۳۹۵

به آرزو نرسی،اگر به آرزو نرسی
به آرزو نرسی تا به آرزو نرسی!
۲۹ مهر ۱۳۹۵
دایره سبز
دایره سبز
۲ دی ۱۳۹۵

گزارشی از رویداد پیچ بوتکمپ دانشگاه صنعتی امیرکبیر – آذر ماه ۱۳۹۵

رویداد پیچ بوتکمپ (Pitch Bootcamp) در روزهای پنج‌شنبه ۱۱ آذر و جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ در دانشکده مهندسی پلیمر دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد. برگزارکنندگان این برنامه دفتر موسسه AIESEC در ایران و شرکت پرتغالی Spark Agency بودند. AIESEC یک سازمان مشورتی غیردولتی و غیرانتفاعی است که تحت نظر سازمان یونسکو (UNESCO) فعالیت می‌کند و موضوع اصلی فعالیت آن، جایابی دانشجویان و افراد جوان علاقمند به کارهای داوطلبانه (Volunteer Activities) و کارآموزی (Internship) در نقاط مختلف دنیا است و دفتر مرکزی آن در روتردام هلند قرار دارد. شرکت Spark Agency نیز یک شرکت خصوصی است که در زمینه کمک به افراد جوان برای توسعه مهارت‌های شغلی و یافتن فرصت‌های کارآموزی و استخدام فعالیت می‌کند و دفتر مرکزی آن در شهر لیسبون پرتغال قرار دارد.

به عنوان کسی که در این رویداد دو روزه شرکت داشتم، گزارشی کوتاه از وقایع این دو روز تهیه کردم که امیدوارم مورد استفاده مخاطبان عزیز سایت بیست تا سی قرار بگیرد.

در ایمیل ارسال شده برای شرکت‌کنندگان گفته شده بود که برنامه پنج‌شنبه صبح ساعت هشت و نیم شروع می‌شود و حتماً سر وقت در محل برگزاری حاضر باشیم. حدود ساعت هشت و بیست دقیقه بود که به سالن طبقه همکف دانشکده مهندسی پلیمر رسیدم و اولین چیزی که دیدم، چهره خندان نگار ابریشمی یکی از برگزارکنندگان برنامه بود که به ما خوشامد می‌گفت و از ما می‌خواست که تا آماده شدن کارت‌های حضور کمی صبر کنیم. نگار دانشجوی رشته مهندسی پزشکی و یکی از اعضای سازمان AIESEC در ایران است.

حدود ساعت هشت و پنجاه دقیقه بود که با دریافت کارت‌ها به طبقه پنجم رفتیم و در آنجا رودریگو کاسترو عضو شرکت Spark Agency و یکی از مربیان کارگاه را ملاقات کردم که به انگلیسی به ما خوشامد می‌گفت و از ما می‌خواست تا جایی را برای نشستن انتخاب کنیم.

pitch-bootcamp-tehran2

حدود ساعت نه و ده دقیقه و با حضور اکثریت شرکت‌کنندگان که دانشجویان و افراد فارغ‌التحصیل با طیف سنی بیست تا سی سال بودند، برنامه به طور رسمی شروع شد. رودریگو به معرفی شرکت خودشان و رویداد Pitch Bootcamp پرداخت و کلیاتی از برنامه دو روزه رویداد را برای ما توضیح داد. از ویژگی‌های رودریگو می‌توانم تسلط عالی‌اش به زبان انگلیسی، اشتیاقش برای پاسخ به سؤالات شرکت‌کنندگان و داشتن چهره‌ای خندان و پرانرژی اشاره کنم. رودریگو در زمینه مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود اما بعد از شرکت در یکی از رویدادهای پیچ بوتکمپ تصمیم گرفت حرفه خود را به عنوان مربی رویداد پیچ بوتکمپ ادامه بدهد.

پدرو آفونسو دیگر عضو شرکت Spark Agency و همکار جوان و خندان رودریگو بود که در هماهنگی امور به او کمک می‌کرد. پدرو در زمینه مدیریت بازاریابی تحصیل کرده بود و اکنون به عنوان یکی از مربیان رویداد فعالیت داشت. یکی از افراد دیگری که به عنوان برگزارکننده برنامه بسیار فعال بود، امیر آهنگری است که نقش مهمی در بازاریابی و تبلیغات رویداد و معرفی آن در شبکه‌های مجازی داشت. امیر یک مهندس نرم‌افزار خلاق و خوش‌آتیه است که به عنوان یکی از اعضای سازمان AIESEC در ایران فعالیت می‌کند.

برنامه در قالب چند کارگاه در صبح و عصر طراحی شده بود که در هر کارگاه یک سری از مهارت‌ها را می‌آموختیم. همچنین به ما یک سری کتاب کار (Workbook) داده شده بود که باید مطابق توضیحات مربی آن را پر می‌کردیم. ضمن این که هر شخص یک بوم (Canvas) در اختیار داشت که باید آن را با استفاده از کاغذهای یادداشت پر می‌کرد.

pitch-bootcamp-tehran1

رویداد پیچ بوتکمپ براساس فلسفه بوم مدل کسب و کار (Business Model Canvas) که قبلاً توسط الکساندر استروالدر (Alexander Osterwalder) توسعه داده شده، طراحی شده است. این رویداد بر این مبنا ایجاد شده است که مهارت‌ها و تجارب فردی که به دنبال استخدام یا یافتن یک فرصت کارآموزی است همانند یک محصول (Product) است و شرکت‌هایی که دارای پست‌های شغلی و کارآموزی خالی هستند به مثابه مشتریان (Customers) محصول او هستند. بنابراین فرد متقاضی به کمک یک بوم شغلی (Career Canvas) مراحل زیر را انجام می‌دهد تا به هدف خود برسد:

۱) شناسایی می‌کند چه مهارت‌های سخت و نرمی دارد (منظور از مهارت سخت (Hard Skills) مهارتهای فنی و منظور از مهارت‌های نرم (Soft Skills)، مهارت‌های ارتباطی و ذهنی است).

۲) تجارب و سوابق (تجارب کاری، ورزشی، کارهای فوق‌برنامه، داوطلبانه، سرگرمی‌ها و …) خود را فهرست می‌کند.

۳) مهم‌ترین تجارب خود را به صورت کمی و قابل فهم (در قالب تعداد، رقم و نتیجه) بیان می‌کند.

۴) مهارت‌های خاصی را که در هر یک از این تجارب توسعه داده است، مشخص می‌کند.

۵) بازار کار را مورد شناسایی قرار می‌دهد. در واقع تعیین می‌کند چه شرکت‌ها و صنایعی در زمینه مورد علاقه او در حال فعالیت هستند.

۶)  با بخش‌بندی بازار هدف (Segmentation) و شناسایی نیازهای آن‌ها، شرکت‌ها و صنایعی که احتمال می‌دهد به مهارت‌ها و تجارب او نیاز داشته باشند و علاقه بیشتری نشان بدهند را مشخص می‌کند.

۷) در یک فرصت کوتاه حدوداً دو دقیقه‌ای که Pitch نامیده می‌شود، خودش، مهارت‌هایش و سوابقش را به نمایندگان شرکت‌ها و صنایع معرفی می‌کند و تلاش می‌نماید تا بیشترین تأثیرگذاری را بر روی آن‌ها داشته باشد.

عبارت Pitch به معنای ارائه کوتاهی است که صاحب یک استارتاپ (Start-up) برای یک فرد سرمایه‌گذار (Investor) انجام می‌دهد و تلاش می‌کند برای استارتاپ خود حمایت مالی جذب کند. در رویداد پیچ بوتکمپ نیز، شرکت‌کنندگان ارائه‌ای کوتاه انجام می‌دهند با این تفاوت که موضوع ارائه، مهارت‌ها و سوابق آن‌هاست و شخصی که برای آن ارائه صورت می‌گیرد، فرد یا سازمانی است که قصد استخدام نیرو یا کارآموز جدید را دارد.

در روز اول در قالب گروههای هشت نفره با یکدیگر به تمرین مهارت Pitch پرداختیم و بخش‌های مختلف بوم شغلی‌مان را تکمیل کردیم و قرار بود که روز دوم را به ارائه و شبکه‌سازی (Networking) با افرادی بپردازیم که به نمایندگی از شرکت‌ها و صنایع مختلف در برنامه حضور داشتند.

رودریگو از ما خواسته بود که صبح جمعه سر ساعت هشت و نیم در محل برگزاری حاضر باشیم تا برنامه را سر وقت شروع کنیم، زیرا برنامه روز دوم بسیار فشرده‌تر از برنامه روز اول بود.

در انتهای برنامه پنج‌شنبه، در قالب یک برنامه پرسش و پاسخ سؤالات‌مان را از فرداد زند (مشاور اسبق شرکت مشاوره مک‌کینسی)، فرناز اسماعیل‌زاده (قهرمان سنگ‌نوردی) و بهنام نجاری (مدیر ارشد منابع انسانی شرکت ایرانسل) پرسیدیم. این سه نفر که هر یک در حوزه‌ای متفاوت فعالیت می‌کردند از تجارب خودشان برای ما گفتند.

خوشبختانه صبح جمعه ده دقیقه زودتر به محل برگزاری رسیدم. رودریگو که در طول روز اول به تنهایی وظیفه سخنرانی و مربیگری شرکت‌کنندگان را به عهده داشت، به دلیل گرفتگی صدا این مسئولیت را به همکارش پدرو سپرده و خودش وظیفه نظارت بر انجام کارها را به عهده گرفته بود.

در بخش اول برنامه جمعه، در قالب گفتگوهای صمیمانه (Icebreaker) با تعدادی از نمایندگان شرکت‌ها گفتگو کردیم و داستان موفقیت‌شان را شنیدیم. برخی از آن‌ها کارآفرین و مثل خود ما جوان‌ بودند. در این گفتگوهای صمیمی از آن‌ها راجع به انگیزه‌هایشان، شکست‌هایشان و برنامه‌هایشان برای آینده پرسیدیم.

بعد از گفتگوهای صمیمانه، شرکت‌کنندگان به دو گروه تقسیم شدند. عده‌ای برای اولین ارائه (Pitch) خود به سالن طبقه پایین رفتند و بقیه که من هم جزوشان بودم در کارگاه شرکت کردند. در این کارگاه راجع به نحوه تهیه یک رزومه حرفه‌ای و انواع روش‌های ارتباط گرفتن با شرکت‌ها مثل ارسال ایمیل، تماس از طریق لینکدین (LinkedIn)، تماس تلفنی، مراجعه حضوری، شرکت در نمایشگاههای کاریابی و غیره چیزهای جدیدی یاد گرفتیم.

بعد از این قسمت، نوبت برنامه شبکه‌سازی (Networking) بود. هدف از این بخش این بود که با نمایندگان شرکت‌ها و صنایع به طور رو در رو گفتگو کنیم و از آن‌ها راجع به شرکت‌شان و فرصت‌های شغلی که در این شرکت‌ها وجود دارد بپرسیم و خودمان را به آن‌ها معرفی کنیم. این بخش حدود یک ساعت ادامه داشت و بعد از صرف نهار، گروه ما آماده اولین ارائه خود شد.

در قسمت ارائه (Pitch) باید برگه‌های ارزیابی را که مشخصات‌مان را بالای برگه نوشته بودیم به سه یا چهار داور که همان نمایندگان شرکت‌ها بودند می‌دادیم و در مدت دو دقیقه خودمان، توانمندی‌های‌مان و برنامه شغلی‌مان برای کوتاه مدت تا بلندمدت را ارائه می‌کردیم. بعد از دو دقیقه هشت دقیقه فرصت وجود داشت که داوران به ارائه بازخور (Feedback) بپردازند و ارزیابی‌شان را از ارائه به ما منتقل کنند. ما بعداً برگه‌های ارزیابی‌مان را از مسئولان برگزاری برنامه دریافت می‌کردیم.

بخش دوم برنامه هم به همین صورت برگزار شد با این تفاوت که جای دو گروهی که ابتدا در کارگاه و سپس در بخش ارائه حضور داشتند عوض شد. خوشبختانه از برآیند دو ارائه‌ای که داشتم بازخورهای سازنده و دقیقی از داوران دریافت کردم و در بخش شبکه‌سازی نیز راهنمایی‌های خوبی از افراد حرفه‌ای دریافت کردم، به طوری که تا حد زیادی توانستم مسیر شغلی‌ام در پنج سال آینده را مشخص کنم.

بخش آخر کارگاه که غم‌انگیزترین آن نیز محسوب می‌شد، جمع‌بندی کارگاه توسط مربیان و گرفتن عکس یادگاری بود. رودریگو و پدرو صادقانه به ما گفتند که شاید قبل از سفر به ایران تصویر چندان مثبتی از کشور ما نداشتند، اما در طی این دو روز لحظاتی به یادماندنی و شاد را تجربه کردند و با خاطرات خوبی از ایران به کشورشان پرتغال برمی‌گردند.

pitch-bootcamp-tehran5

بعد از گرفتن عکس‌های یادگاری، از هم‌گروهی‌ها و دوستانم که در این دو روز با آن‌ها آشنا شده بودم، خداحافظی کردم و در مسیر برگشت به خانه خوشحال بودم که وقتم را در تعطیلات آخر هفته صرف یاد گرفتن مهارت‌هایی ارزشمند و آشنایی با آدم‌هایی جدید کرده‌ام.

برگزارکنندگان رویداد پیچ بوتکمپ علاقمند هستند که در سال جدید هم برنامه دیگری را در ایران برگزار کنند و امیدوارم شما هم که این گزارش را خواندید، فرصت حضور در این برنامه را داشته باشید.

در پایان تعدادی از جملات آموزنده‌ای که در این رویداد از افراد مختلف شنیدم را برایتان نقل می‌کنم. امیدوارم برایتان مفید باشد:

  • شغل شما همان کسب و کار شماست، بنابراین شما مدیرعامل (CEO) این کسب و کار محسوب می‌شوید.
  • این زندگی شماست که در حال گذر است، پس وارد عمل شوید و اختیارش را به دست بگیرید.
  • وقتی محصول ما نمی‌فروشد (شغل مورد علاقه‌مان را پیدا نمی‌کنیم) احتمالاً یک یا چند تا از این موارد اتفاق افتاده است: ۱) رقابت در این حوزه بسیار بالاست. ۲) سراغ آدم‌ها و شرکت‌های اشتباه رفته‌ایم. ۳) اصول حرفه‌ای را رعایت نکرده‌ایم (کیفیت حرفه‌ای لازم را کسب نکرده‌ایم). ۴) ارتباطات با بازار هدف (شرکت‌های استخدام‌کننده) را به درستی انجام نمی‌دهیم.
  • حتی در مورد جزئی‌ترین کارهایی که انجام می‌دهید، تمام توان‌تان را بکار بگیرید.
  • در محیط‌های شغلی و ارتباط با شرکت‌ها به سه چیز بسیار دقت کنید: ۱) حرفه‌ای عمل کنید. ۲) مبتکر و کاردان (Resourceful) باشید. ۳) مؤدب باشید.
  • برای شرح تجارب خود از مدل کار (CAR Model) استفاده کنید. یعنی اول زمینه (Context) را توضیح بدهید. بعد فعالیت (Action) را ذکر کنید و در انتها نتیجه (Result) را بگویید.
  • مهارت‌های شما همان محصول شماست. پس باید یاد بگیرید آن را به بهترین نحو ارائه کنید تا بتوانید برای آن‌ها مشتری پیدا کنید.
  • آدم‌های باهوش شرکت‌ها را انتخاب نمی‌کنند، بلکه‌ پروژه‌های خوب را انتخاب می‌کنند.
  • یک بیانیه مأموریت شخصی (Personal Mission Statement) برای خودتان بنویسید. یک پاراگراف کوتاه و مختصر که بیان کند که هستید، چه چیزی شما را به پیش می‌راند، برای انجام چه مأموریتی در این دنیا فعالیت می‌کنید و به کجا می‌خواهید برسید.
  • برای این که شرکت‌ها را به خود جذب کنید، باید نشان بدهید مهارت‌های شما برای آن‌ها ارزش ایجاد می‌کند. بنابراین مهم است که ارزش افزوده‌ای (Value Proposition) که هر کدام از مهارت‌هایتان ایجاد می‌کند را بیابید.
  • همواره سعی کنید ایمیل‌تان امضا داشته باشید. یک امضای حرفه‌ای شامل نام و نام خانوادگی و اطلاعات تماس اصلی شما (آدرس صفحه لینکدین، ایمیل، شماره تلفن همراه و سایت شخصی) است.

 

ساجد متولیان
ساجد متولیان

ساجد متولیان از همراهان بیست‌تاسی است که رشد و توسعه فردی و سازمانی از جمله علاقمندی‌های اوست و در این زمینه نوشته‌هایش را با مخاطبان بیست‌تاسی به اشتراک می‌گذارد.

2 دیدگاه ها

  1. سمنانچه گفت:

    سلام از اشتراک مطلب به این اندازه ارزنده از شما ممنونم آیا امکان دارد نمونه ای از بوم شغلی مورد استفاده در کارگاه را م به اشتاک بگذارید درود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *